پنجشنبه ۱۹ نوامبر ۲۰۰۹

یاشاسین

به درختانی که در کنار خیابان ایستاده اند و لباس پاییزی به تن کرده اند دقت کنید، خیلی زیبا هستند. چه هوای مطبوع و تازه ای هوای بدون دود ماشین ها هوای پاییزی، نم نم بارون. نفس بکش! هــــــــا!مردم تبریز نشان دادن که هیچ علاقه ای به داماد لرستان و عروس خود ندارند! شاید هم این عروس را از خود نمی دانند؟!
شاید هم اینها مردم نیستند و همان هزاران لباس شخصی هستند که سایت موج کمپ گفته بود؟
یاشاسین آذربایجان.
بگذریم، این احمدی نژاد نیست که مهمه این راه ماست که مهمه، راه امام و انقلاب راه نوشته ای که در قسمت درباره وبلاگ نوشته ام.


جمعه ۱۳ نوامبر ۲۰۰۹

تریپ اصلاحاتی!؟

نمی دونم به رسانه های اصلاحاتی یا همون غرب گرا (دارای رنگ خاصی هستند) سر می زنید یا نه؟ این دوستان از تریپ خاصی پیروی می کنند، توضیح دادن در این مورد سخت است اجازه بدهید که با چند مثال به این موضوع بپردازیم.

... را آزاد کنید.
// داوود خطر را آزاد کنید.
راه اندازی وبلاگ برای آزادی ...
// آخر مگر کسی قانون را رعایت نکند و محاکمه شود با راه اندازی وبلاگ آزاد می شود؟
اخبار رسیده از اوین حاکی از آن است که...
// خیلی وقت است که برای گرفتن سیگار به برخی خبر های خالی بندی می دهم.
بیانیه گروهی از فعالان سیاسی
// کسی می داند که این فعالان سیاسی نان شبشان را از کجا تهیه می کنند؟
اعتراض خانواده های اوینی ها.
// منظور کدام اوینی ها است؟ ارازل یا معتادین؟
منتظری : بنده خوب خدا با شیطان هم خوش رفتاری می کند چه برسد به آمریکا..
// آیا منظورتان رمی جمرات است.
سیصدومین روز اعتصاب غذا
// معلوم نیست چه طور این همه مدت زنده مانده اند.
برای فلانی که سالها مانند برگی سبز بود ولی خشک و قهوه ای شد
// این جور متن ها معمولا احساسی هستند.
دروغ های
کیهان! // این دروغ ها معمولا سند هایی هم دارد. کیهان تو آخر منو می کشی!
سپاه همه جا را گرفت // حتی پادگانهای سپاه پاسداران را؟ مثل این که این همه پرسنل از خارج آمده اند.

از این دست تریپ هایی که خیلی تکرار می شود باز هم هست، باقی آن با شما در قسمت نظرات.

وبلاگ مرکز استراتژیک سبز این گونه خبر ها را خوب شبیه سازی می کند. حتما سر بزنید.

جمعه ۶ نوامبر ۲۰۰۹

اتهام دو طرفه! ۲

با سلام در حال حاضر علاقه ای به دادن پست های هیجانی و تبریک شکست طرح ۱+۱۲ آبان ندارم چون به مفید بودن این کار شک دارم ولی به عکس زیر که از سایت موج کمپ گرفته ام توجه کنید.



خنده دار نیست؟ باور کنید این مطالب را من ننوشته ام. می توانید به این سایت مراجعه کنید و با چشم خود ببینید.

تا به حال کسی فکر کرده که این هزاران لباس شخصی که هستند؟ جزو کدام ارگان هستند؟ از کجا حقوق می گیرند؟ کجا زندگی می کنند؟

زمانی که در رسانه های دوستان متمایل به غرب گفته می شود که : "باز هم صدا و سیما سبزها را نادیده گرفت!" یعنی توقع دارند که وجودشان پذیرفته شود.
اما خود دوستان که اصلا حاضر به پذیرش حامیان نظام اسلامی نیستند و فقط آنها را جزو سپاه و بسیج می دانند و زمانی که شیخ مهدی را با کتک بدرقه می کنند به جای استفاده از واژه مردم روی آنها اسامی چون گروه فشار یا اوباش حامی کودتا می گذارند. همان طور که اصلا توجهی به نظر مردم روستاها و شهرستانها ندارند یا گاهی اوقات با تقسیم بندی شهروندان به درجه یک و دو سعی در کاست ارزش رای قشر ضعیف جامعه دارند. باید متذکر شوم که دموکراسی بدین معنا نیست که ما چون در تهران هستیم و به خاطر دیدن شبکه های ماهواره ای و نخبه بودن اطلاعات بیشتری از وضع کشور داریم و بقیه مهم نیستند. جالب اینجاست که جناب آقای سروش بعد از انتخابات اتهام تخفیف رای مردم را به حامیان نظام نسبت دادند.
تنها چیزی که می تواند به همه کمک کند آرامش و پرهیز از هیجانات کاذب است.

دوشنبه ۲ نوامبر ۲۰۰۹

اتهام دو طرفه!

درحالی که هموطنان متمایل به غرب (غرب به علت هوای معدل سرزمین سبزی است) مخالفین خود را محکوم به این می کنند که شما محصور شده به تعداد اندکی از رسانه ها از جمله صدا و سیما، فارس نیوز، رجانیوز، الف، خبرنامه دانشجویان ایران، کیهان، جوان، ایران و ... هستید.

غافل از اینکه که خود نیز در بین خبرگزاری های همسو با عقاید خود محصور شده اند از جمله بی بی سی، صدای آمریکا، بالاترین، نوروز، پارلمان نیوز، موج کمپ و ... و هدف راهبردی این گونه رسانه ها سیاهنمایی وضع موجود و القای نا امیدی می باشد.

البته این موضوع بی ارتباط با بی سواد بودن اکثر حامیان نظام و نخبه بودن اکثر حامیان جنبش به اصطلاح سبز نمی باشد.
نخبه ها اکثرا به رسانه های نخبه پرور روی می آورند.
فراموش نمی کنم زمانی که سرویس های اطلاعاتی ایران و پاکستان حتی مکان اختفای عبدالمالک ریگی را نمی دانستند ایشان با صدای آمریکا یک کپ و گفتگوی تلفنی داشتند که این نشان از چه دارد خدا می داند و دوستان نخبه! به احتمال زیاد مدیران صدای آمریکا برای اینکه آمریکا صدای مظلومان جهان را به دیگران برساند دست به این اقدام زده بودند!



apostate

از آنجایی که قصدم در این وبلاگ خلاصه نویسی و ایجاز می باشد موضوع مربوط به ارتداد و آزادی بیان را به صورت فایل PDF آماده کردم که می توانید آن را در زیر بارگیری کنید امیدوارم مورد توجه و استفاده همه قرار بگیرد.

چهارشنبه ۲۸ اکتبر ۲۰۰۹

سرانجام این نمادها چیست؟

خوب یادم هست! سه سید فاطمی خمینی خامنه ای خاتمی!
سیادت برای اصلاحات همیشه مانند کاغذ کادویی بود برای افکار اشخاصی چون یورگن هابرماس و ماکس وبر.





(پوستر از وبلاگ دوئل)

در این میان اطرافیان آقای احمدی نژاد زیرکی خاصی به کار بردند و پرچم ایران را به عنوان نماد برگزیدند که معمولا همه جا پیدا می شد و از قبل نیز در بسیاری از مکان ها نصب بود، ملی و کم هزینه.


شنبه ۲۴ اکتبر ۲۰۰۹

مجذوبیت به جامعه مدنی

خبری خواندم :
لاريجانی با طرح اين سئوال که کودتاگران پس از اين چه خواهند کرد تصريح کرد: اخيراً خاتمی حرفی زده است که قابل تأمل است، وی گفته اگر اجازه ندهند مردم تجمع داشته باشند آنها می روند هسته عمل تشکيل می دهند. سوال اين است که چه عملی است که باقی مانده آقايان انجام نداده اند، به عقيده من رويکرد جديد آنها ترور و خشونت است. يعنی آنها به همان نقطه ای رسيده اند که منافقين رسيده اند.
وی ادامه داد: منافقين بچه مسلمانانی بودند که مجذوب مارکسيسم بودند، اين جذبه آنها را به نفاق کشاند اينها هم مجذوب ليبراليسم هستند اينها مدهوش نظام سکولار هستند نتوانستند خود را نگه دارند. مسير آنها در نهايت به خشونت می رسد و اين علامت ختم کارشان است.
وی افزود: دوم خرداديها هفت،هشت ماه عمر اين ملت را تباه کردند و ملتی که در گفتمان پيشرفت، خدمت و عدالت دنبال کارآمدی است خود را معطل اينها نمی کند. آنها دست به انتحار سياسی زده اند،نظام بايد مدل جديدی را براي طراحی رقابت سياسی در نظر بگيرد.

آزادی در غرب یک دروغ بزرگ است!
انصافا دوستان به این سایت سر بزنند تا ببینند در برخی موضوعات به خصوص هالوکاست چه خفقانی در غرب وجود دارد. این حرف رو من یا صدا و سیما نمی زنیم بلکه کسی می گه که در آمریکا به دنیا اومده و سالها اونجا زندگی کرده!
در قسمت POLITICAL CORRECTNESS AND REVISIONISM نوشته شده که :

In our own society, in the debate over the question of political correctness, there are those who deliberately attempt to trivialize the issues. They claim that there is no real problem with freedom of speech in our society, and that all that is involved with PC are a few rules which would defend minorities from those who would hurt their feelings. There is, of course, a deeper and more serious aspect to the problem. In American society today there is a wide range of ideas and viewpoints which the mass media will not allow to be discussed openly. Even obvious facts and realities, when they are politically unacceptable, are denied and suppressed. One can learn much about the psychology and methods of the Thought Police by watching how they react when just one of their taboos is broken and Holocaust Revisionism is given a public forum.

در جامعه آمریکا امروزه حوزه وسیعی از اندیشه ها و دیدگاه ها وجود دارد که رسانه های گروهی به آنها اجازه نخواهند داد که در موردشان به صورت صریح و باز بحث شود. حتی حقایق بدیهی و مسلم، زمانی که از نظر سیاسی قابل قبول نباشد، متوقف و منع می شود.


مطالب مرتبط در این وبلاگ : هالوکاست چه رنگیه!

شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۰۹

تحفه های فرنگ

از آنجایی این روزها در وبلاگ های بعضی ها موضوع مبارزه مسالمت آمیز یا کودتای مخملی زیاد به چشم بنده خورد و بررخی افراد به اصطلاح روشن فکر چون شیرین عبادی این مطلب را بیان می کنند که مگر انقلاب(بخوانید کودتا) مخملی چه اشکالی دارد! لازم دانستم تا این مطلب بنویسم.

چه اسم فریبنده ای ! مبارزه مسالمت آمیز! مخاطبین اصلی چنین شعار هایی چه کسانی هستند؟ خوب! پر واضح است که جوانان و دانشجویان. کسانی که همیشه دوست دارند کارهای بزرگ انجام دهند اما خطر بازیچه شدن را همیشه دارند.


جالب اینجاست که مگر از انتخابات مسالمت آمیز تر هم داریم؟ واقعا کیست که پاسخ این سوال را بدهد؟! آیا کسانی که با سورو
س ها ملاقات می کنند برای این سوال پاسخی دارند؟

در کودتا های مسالمت آمیز چه اتفاقی می افتد؟

قدرت به دست مردم مستضعف می افتد.
قدرت به دست شهروندان درجه یک و روشنفکران و نخبگان می افتد.

قدرت به دست بیگانگان و استکبار می افتد.
قدرت به دست ستاد مبارزه با مواد مخدر می افتد.
قدرت به دسته یک سقوط می کند.
قدرت دست به دست شده! دست رشته!

برخی وقتی یافته ها و بافته های غربی را می بینند آن را مانند وحی مورد پرستش قرار می دهند. مثلا وقتی چندین گاو وحشی را به وسط خیابان رها می کنند و هر سال در این مراسم چند نفر کشته می شوند با چهره ای کاملا روشنفکرانه می گویند : ببین چه سرگرمی خوبی مردم عقده هاشون خالی می شه. حتی ممکن است از این حرکت تفاسیری ارائه دهند که خود غربی ها هم انگشت به دهن بمانند در این میان کسی هم به عقل این انسان ها شک نمی کند.

مثل همین قضیه در مورد تز نسبتا جدید کودتا مخملی اتفاق می افتد.

تز اینه که شما و طرفدارانتان بیاید خیابان ما هم با برو بچ میایم هرکی بیشتر بود اون برندست. باشه می ریم که بشمریم اول شما مخمل جون. ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ .....۲۴ میلیونو ! نه! نه! نشد از اول ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ... بیست و ... نه از دوباره!...

اندر سیاست نبودی مدت مدیدی! پایان بدان مگر ندیدی؟
عقده بیست ساله گشودی؟! پایان بدان مگر ندیدی؟
مهر دشمنان به دل خریدی! پایان بدان مگر ندیدی؟
از خط امام برون جهیدی! پایان بدان مگر ندیدی؟
به پا کردی فتنه جدیدی! پایان بدان مگر ندیدی؟
مردم تو را زنند سیلی شدیدی! پایان بدان مگر ندیدی؟

سه‌شنبه ۱۳ اکتبر ۲۰۰۹

استکبار رنگی

روز مبارزه با استکبار جهانی

با توجه به تبلیغات وسیع کودتاگران شکست خورده سبز در مورد روز سیزدم آبان لازم دانستم تا نکاتی را متذکر شوم.

این بار به جای تجمع در مقابل لانه جاسوسی خالی به جایی می رویم که فریب خوردگان همان شیطان بزرگ خواهند رفت و از آرمان های امام و رای ملت مومن و مستضعف پشتیبانی می کنیم و مانند همیشه تو دهنی محکمی به آنها خواهیم زد تا برای آیندگان درس بزرگی باشد.

کسانی که تا دیروز الگو برداری خود را از کشورهایی نظیر گرجستان و اوکراین را انکار می کردند هر روز چهره پلید و غرب زده خود را بیشتر نمایان کرده و مجذوبیت خود را به دموکراسی دروغین غربی بیشتر آشکار می کنند.

شاید مردم تصور کنند که دفع شر کودتاگران سبز وظیفه نیروهای امنیتی باشد اما با توجه به نوع این حرکات در کودتاهای مخملی و مظلوم نمایی و هوچی گری سیاسی آنها با استفاده از رسانه های معاندی چون بی بی سی که از برخورد نیروی انتظامی نهایت سواستفاده را خواهند کرد همچنین وقتی این گروه طرف خود را فقط نیروهای امنیتی ببیند توهم ما بیشماریم باعث قوت قلب شیطانی آنان خواهد شد باید آنها خود را ابتدا در مقابل سد عظیم ملت مشاهده کنند نه در مقابل حاکمیت. وقتی ببیند که برای رسیدن به هدف شوم خود باید از سد مردمی که سرسختانه از نظام اسلامی خود هرچند با کمی و کاستی های موجود دفاع می کنند به کنج خانه های خود باز می گردند.

باید مواظب بود تا مصداق این جمله از مقاله جین شارپ نشویم.
!!!حمایت هایی كه از حکومت می شود بايد تا آنجا تضعيف شود كه به حد اقدامات بی طرفانه برسد ( نظاره گران ) يا حتی ترجيحا به حمايت فعال از اقدامات طرفدار دموكراسی تبديل شود.!!!

همه با هم این شعار خود "خدایا خدایا
تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما" را در عمل نشان می دهیم.

پنجشنبه ۸ اکتبر ۲۰۰۹

تبری

تا کنون جناب آقای میم میم هیچ موضع صریحی در مورد حامیان خود و حتی هدف خود نگرفته اند که تشکیلات راه سبز امیدی(ترسا) که از آن دم می زند بالاخره چیست و چه هدفی را دنبال خواهد کرد؟ چگونه در چهارچوب نظام می شود اغتشاش کرد یا دروغ گفت.
چرا ایشان که دم از خط امام می زنند تا به حال از حمایت انواع ضدانقلابیون از خود تبری نجسته اند. چه طور همه سطلنت طلبان، اصلاح طلبان، بشگه طلبان، معاندین خلق، مارکسیست ، ماتریالیست، لیبرالیست، اوباشیست ها زیر دستمال سبز ایشان جای گرفته اند.


به نظر شما آیا آقای میم میم از این تصویر تبری می جوید یا خیر؟